شنبه 9 بهمن 1400
Info-algadir.tabriz.ir
آدرس: تبریز بلوار ستارخان، خیابان شهید قره باغی
تاریخ : سه شنبه 21 دي 1400
کد 9519

دنیای سوفی

هرچه می‌بینی بخشی از جهان پیرامون توست، اما نحوه دیدنت بستگی دارد به عینکی که به چشم می‌زنی.

کتاب دنیای سوفی با عنوان انگلیسی Sophie’s world کتابی از یوستین گردر، نویسنده نروژی است. این کتاب داستانی درباره تاریخ فلسفه است که به شکل رمان نوشته شده است. یوستین گردر استاد فلسفه در دانشگاه بود و سال‌ها در برگن فلسفه تدریس کرد.
 

گردر به دنبال متن ساده‌ای بود تا از طریق آن فلسفه را به راحتی به شاگردانش یاد دهد اما چنین متنی نیافت و به همین خاطر خود در صدد نوشتن کتاب دنیای سوفی برآمد. کتابی که در همان چند سال اول انتشار با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد، به بیش از سی زبان ترجمه شد و تاکنون میلیون‌ها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است.


 

 

در قسمتی از پشت جلد کتاب دنیای سوفی آمده است:

 

 











چکیده کتاب دنیای سوفی
همان‌طور که در عنوان فرعی کتاب مشاهده می‌کنید، این کتاب داستانی درباره تاریخ فلسفه است. در واقع این کتاب با وجود همه‌ی مفاهیم فلسفی که در خود گنجانده است، رمان محسوب می‌شود. رمانی خودآموز درباره تاریخ فلسفه. محبوبیت کتاب هم در همین است که یوستین گردر، مفاهیم را در قالب داستان بیان می‌کند. بنابراین شما با یک کتاب خشک فلسفی با اصطلاحات سنگین روبه‌رو نیستید و می‌توانید لذت خواندن یک رمان خوب را تجربه کنید.
ماجرای این کتاب درباره دختر به نام سوفی است که در آستانه ۱۵ سالگی قرار دارد و خانه‌ آن‌ها بیرون از شهر است. از همان خط اول مشخص است که سوفی ذهن خلاقی دارد و با دوستانش درباره موضوعات مهم بحث و گفت‌وگو می‌کند. یک روز وقتی سوفی از مدرسه به خانه برمی‌گردد، مثل همیشه صندوق پستی را چک می‌کند. اما این بار با نامه‌ای که برای خود او آمده است غافلگیر می‌شود:





















در ادامه‌ کتاب، این نامه از حالت دو کلمه و تک جمله خارج شده و شکل نامه واقعی به خود گرفتند. نامه‌هایی که در آن به سوفی در یافتن پاسخ به این سوالات کمک می‌کرد و به تدریج فلسفه را به او یاد می‌داد. در ادامه شخصی که نامه‌ها را ارسال می‌کرد خود را  آلبرتو کناکس فیلسوف معرفی می‌کند که قصد آموزش فلسفه به سوفی نوجوان را دارد.


برخی از سرفصل‌های این کتاب عبارت است از (این سرفصل‌ها به ترتیب پست سر هم نیستند و صرفا برای آشنایی شما با فصل‌های کتاب برخی از آن‌ها را در اینجا نقل می‌کنیم. سرفصل‌های کتاب بیشتر از این موارد است.) :

سقراط – هرکس که بداند که نداند از همه داناتر است
افلاطون – آرزوی بازگشت به قلمرو روح
ارسطو – سازمان‌دهنده‌ای موشکاف که می‌خواست مفاهیم ما را روشن کند
قرون وسطا – فرق است میان راه را تا نیمه رفتن با راه را خطا رفتن
اسپینوزا – خدا خیمه‌شب‌باز نیست
هگل – آنچه عقلی است ماندنی است
مارکس – شبحی بر اروپا سایه افکنده
داروین – کشتی حامل ژن بر پهنه زندگی
فروید – تمایلات زشت و خودخواهانه‌ای در او پدید آمده بود
انفجار بزرگ – ما نیز ذراتی از ستارگانیم



درباره کتاب دنیای سوفی
در همان برخورد اول به کتاب دنیای سوفی، می‌توان حدس زد که این کتاب، یک رمان متفاوت است. آموزش تاریخ فلسفه فقط در ۶۰۰ صفحه؟ آن هم به یک نوجوان ۱۵ ساله؟ باید کتاب خواندنی باشد. و همین‌طور هم هست.
نکته قابل توجه، زیرکی نویسنده است که قصد آموزش فلسفه به فردی نوجوان را دارد. هرکسی در دوره نوجوانی ممکن است به سوالاتی مانند: من کی هستم؟ چرا در این دنیا حضور دارم؟ هدف دنیا چیست؟ و غیره فکر کند. چه‌بسا امکان دارد هرگز به دنبال پاسخ آن‌ها نرود و تحقیقی در مورد آن‌‌ها نکند. به همین خاطر من فکر می‌کنم اگر این کتاب را به نوجوانی هدیه دهید، بسیار ارزشمند خواهد بود. کتاب خوش‌خوان و ساده است و تقریبا هیچ مطلب فلسفی پیچیده‌ای که نتوان فهمید، در آن نیست و برای یک ذهن خلاق و کنجکاو پاسخ‌های بسیار خوبی دارد.


کتاب دنیای سوفی برای کسی که فلسفه را به خوبی مطالعه کرده است و با افکار بسیاری از فیلسوفان آشنایی دارد، در حد یک جمع بندی ساده است. ولی اگر فلسفه نخوانده‌اید و نمی‌دانید از کجا شروع کنید، یا نمی‌دانید آثار چه فیلسوفی را مطالعه کنید، این کتاب قطعا گزینه مناسبی برای خواندن است. شما می‌توانید چکیده‌ای از نظریات هر فیلسوفی را بخوانید و در صورتی که به آن علاقه‌مند شدید سراغ آثارش بروید.



جملاتی از متن کتاب دنیای سوفی

عجیب نبود که نمی دانست کیست؟ و بی انصافی نیست که انسان در قیافه خود دستی ندارد؟ این قیافه را به او قالب کرده بودند. آدم می تواند دوستانش را خود انتخاب کند، اما انتخاب خودش دست خودش نیست. حتی بشر بودنش هم دست خودش نیست. (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۱۴)
__________________________________________________________________________
هراکلیتوس تاکید کرد که اضداد ویژگی جهان است. اگر هیچ‌گاه بیمار نشویم، نمی‌دانیم تندرستی چیست. اگر هیچ‌گاه گرسنه نشویم، از سیر شدن لذت نمی‌بریم. اگر هیچ‌گاه جنگی روی نمی‌داد، قدر صلح را نمی‌شناختیم. و اگر زمستان نباشد، بهار هم نمی‌آید. (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۴۸)
__________________________________________________________________________
ارسطو، همان‌طور که قبلا گفتم، در اندیشه تغییرهای طبیعت بود. «جوهر» همواره توان آن دارد که «صورت» خاصی را تحقق بخشد. می‌شود گفت «جوهر» پیوسته در تکاپوست چیزی را از قوه به فعل درآورد. هر تغییر در طبیعت، به نظر ارسطو، دگرگونی یک جوهر است از «قوه» به «فعل». (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۱۳۲)
__________________________________________________________________________
ارسطو می‌پرسد: چگونه باید زیست؟ خوب زیستن مستلزم چیست؟ و پاسخ می‌دهد: انسان فقط در صورتی می‌تواند خوشبخت شود که همه توانایی و شایستگی خود را به کار اندازد. (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۱۳۸)
__________________________________________________________________________
رنسانس، بیش از هر چیز دیگر، دید تازه‌ای از انسان به ارمغان آورد. انسان‌مداری رنسانس، برخلاف تاکید تعصب‌آمیز قرون وسطا بر طبیعتِ گناهکار بشر، منجر به باوری تازه به انسان و ارزش انسان شد. انسان اینک بی‌اندازه والا و ارجمند به شمار می‌رفت. یکی از چهره‌های اصلی رنسانس مارسیلیو فیچینو بود که گفت: «خود را بشناس، ای موجود الهی در جلد آدمی!» (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۲۳۲)
__________________________________________________________________________
اسپینوزا تاکید می‌ورزد که تنها یک وجود، کاملا و مطلقا «علت قائم به‌ذات» است و می‌تواند با آزادی تام عمل کند. تنها خدا یا طبیعت مبین فرایندی این‌چنین آزاد و این‌چنین «غیرتصادفی» است. انسان می‌تواند برای کسب آزادی و رهایی از قیود برونی بکوشد، ولی هیچگاه به اختیار و «اراده آزاد» دست نمی‌یابد. ما بر آنچه بر بدنمان می‌گذرد – که وجهی از حالت مادی است – اختیار نداریم. همچنین اندیشیدن خود را بر نمی‌گزینیم. پس انسان «روح آزاد» ندارد؛ و کمابیش در پیکری مکانیکی محبوس است. (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۲۹۵)
_________________________________________________________________________
هرچه می‌بینی بخشی از جهان پیرامون توست، اما نحوه دیدنت بستگی دارد به عینکی که به چشم می‌زنی. (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۳۷۷)
_________________________________________________________________________
به گفته هگل، مطالعه تاریخ نشان می‌دهد که بشریت به سوی تعقل و آزادی بزرگتری در حرکت است. رشد تاریخی، با همه جست‌وخیز و توقفهای آن، به سمت جلو بوده است. به همین جهت گفته می‌شود که تاریخ هدفمند است. (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۴۲۴)
_________________________________________________________________________
فرافکنی، نسبت دادن خصایلی است به سایرین که می‌کوشیم در خود سرکوب سازیم. آدمی که، مثلا، خیلی خسیس است، همه مردم را پول‌دوست می‌خواند. و کسی که مدام در فکر مسائل جنسی است بیش از همه از شهوترانی دیگران به خشم می‌آید. (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۵۱۱)
_________________________________________________________________________
واژه کلیدی در فلسفه سارتر، مانند فلسفه کرکه گور، «وجود» است. ولی وجود اینجا به معنی زنده بودن نیست. گیاهان و جانوران نیز زنده‌اند، وجود دارند، اما مجبور نیستند به زنده بودن خود بیندیشند. انسان تنها موجود زنده‌ای است که از وجود خود آگاه است. سارتر می‌گفت چیزهای مادی فقط «در نفس خود» – فی‌نفسه – وجود دارند، حال آن که انسان «برای نفس خود» – لنفسه – وجود دارد. بدین قرار وجود انسان و وجود اشیاء همسان نیست. (کتاب دنیای سوفی – صفحه ۵۳۴)

مشخصات کتاب
عنوان اصلی: کتاب دنیای سوفی
عنوان فرعی: داستانی درباره تاریخ فلسفه
نویسنده: یوستین گردر
ترجمه: حسن کامشاد
انتشارات: نیلوفر
تعداد صفحات: ۶۰۸
قیمت چاپ هجدهم – تابستان ۱۳۹۵: ۲۶۰۰۰ تومان