شهردار و مدیر فرهنگسرا(صفحه ماژول‌ها)
 
 لینکها(صفحه ماژولها)

 
تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1398     |     کد : 8000

به بهانه 16 مهر؛

روز جهانی کودک

ایستاده‌ام گوشه‌ای کوچه را نگاه می‌کنم ...
از کوچه صدای خنده و بازی و شادی‌های کودکانه می‌آید، صدای بازی‌های راه مدرسه ...

کودکی در میان بچه‌هاست که با گلوی کوچکش داد می‌زند، نان خشک و چیزهای کهنه می‌خرد. صدای چرخ‌دستی و گام‌های کودکانه‌اش، جای خنده را گرفته است.  
آن‌ طرف، پشت پنجره، در اتاق ‌ کوچکی، کنج یک مریض‌خانهٔ محقر و سمج، کودکی اسیر تخت و بخت و روزهای سخت ناخوشی است.

من کنار کوچه ایستاده‌ام ...
این سه دسته از کودکان کوچه‌اند: کودکان شاد درس‌خوان، کودکان سخت‌کوش کار، کودکان‌ رنج‌کشیدهٔ بیمار.  

ایستاده‌ام و فکر می‌کنم به کودکی،
به‌خنده‌های بی‌اراده و گریه‌های گاه‌گاه ناشی از دلیل‌های ساده، مثل تاب خوردن بند کفش‌هایمان یا شکستن نوک مدادمان ...

کودکان بی‌پناه روزهای جنگ، روزهای آتش و گلوله و تفنگ هم کودک‌اند.

حق کودکان بازی است و شادی و درس و مشق مدرسه، نه کار و رنج و جنگ ...

من کنار کوچه ایستاده‌ام، به کودکان نگاه می‌کنم ...
راستی شما روزهای کودکی‌تان چه‌طور بود؟ چفت‌وبست زندگی‌تان جفت‌وجور بود؟
کاش از این بعد، شما که مثل من، کودکی‌تان مثل برق و باد رفته است، بیش از این حواستان به کودکان باشد؛
کودکان خانواده، کوچه، شهر یا وطن بیش‌‌تر کودک درون‌تان، شادمان و سربه‌راه ...


مدیر وب سایت